به بهانه نمایش چند فیلم بلند ”پویانمایی“ در جشنواره فجر سیام
نمایش چهار فیلم بلند ”پویانمایی“ در جشنواره فیلم فجر امسال، بهانهای برای پرداختن به این موضوع و ارائه تحلیلی از سطح فناوری کشور در آن است. بیتردید با پیشروی سینمای جهان به سوی فناوریهای نوین پویانمایی و تصویرسازی کامپیوتری (CGI)، ناگزیر به همراهی و همگامی با دانش روز جهانی خواهیم بود.
البته جشنوارههای مهم دیگری برای عرضه آثار پویانمایی در کشور وجود دارد، ولی از آنجا که موضوع بحث ما فیلمهای بلند و سینمایی است، لذا بررسی آثار پویانمایی عرضه شده در ”جشنوارههای فیلم فجر“، میتواند شاخص خوبی برای تحلیل روند ”ورود فناوریهای پویانمایی به صنعت سینمایی کشور“ باشد:
نمونههایی از سالهای گذشته:
l”خورشید مصر“ به کارگردانی بهروز یغماییان و شهرام خوارزمی و تهیهکنندگی نادر یغماییان، در سال ۸۱ به صورت ”پویانمایی دوبعدی“ تولید شد. این فیلم که به زندگی حضرت یوسف ـعلیهالسلامـ میپردازد، به بخش فیلمهای اول جشنواره بیستویکم فیلم فجر راه یافت.
l”هفت رنگ“ در سال ۸۴، به کارگردانی مازیار محمدی و تهیهکنندگی او و صداوسیمای مرکز فارس به صورت ”پویانمایی سهبعدی“ ساخته شد و علاوه بر موفقیت در جشنوارههای گوناگون، به جشنواره فجر سال ۸۶ نیز راه یافت. البته این پویانمایی بیشتر یک کار تلویزیونی بود تا سینمایی. داستان ”هفت رنگ“ درباره بازگرداندن رنگ از دست رفته حیوانات جنگل بود و با استعارهای کودکانه میخواست انسانهایی که خویشتن خویش را گم کردهاند و در پی سفری برای کشف رنگهای خود، خصائص انسانی را باز مییابند نشان دهد.
lالبته در فاصله سالهای قبل از 89، تلاشهای دیگری برای ساخت پویانماییهای بلند قابل عرضه در جشنوارههای سینمایی شده بود. مثلاً پویانمایی ”جمشید و خورشید“ اثر دیگر برادران یغماییان، در سال ۸۶ با صداپیشگی بسیاری از بازیگران سرشناس و با حدود ۵۰۰ میلیون تومان هزینه بهصورت ”پویانمایی دوبعدی“ تولید شده بود که به دلیل مشکلات محتوایی نتوانسته بود به صورت عمومی ارائه شود. موضوع این فیلم درباره فردی به نام جمشید است که اتفاقی دختر پادشاه را می بیند و دلباخته او میشود.
l”قلب سیمرغ“، که در سال ۸۹ به تهیهکنندگی وحید نصیریان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به صورت ”پویانمایی سهبعدی“ ساخته شده بود، در جشنواره بیستونهم فیلم فجر عرضه شد. این فیلم در بخش مسابقه فیلمهای اول (نگاه نو) یکی از نامزدهای بهترین فیلم شد. همچنین دیپلم افتخار بهترین دستاورد فنی و هنری جشنواره را دریافت کرد (رقیب این فیلم، از نظر دستاورد فنی و هنری، فیلم ”بیانتها“ ـ طولانیترین فیلم بدون برش دنیا ـ بود که ساخته امیرحسین جهدوست و امیرعباس ترابی بود). داستان ”قلب سیمرغ“، عبارت است از اینکه در سال 2030 زمانی که جنگ اتمی در جریان است، اژدهایی از دل کوه دماوند سر بیرون آورده و به جنگ سیمرغ میرود. بازی رایانه ای ”قلب سیمرغ“ نیز که برگرفته از داستان فیلم است، در حال ساخت بوده و قرار است در سال ۹۱ ارائه شود.

lدر طول سالهای گذشته شاهد بودیم که برخی پویانماییهای تبلیغاتی سازمانها نظیر “پیشول و میشول” نیز در قالبی شبهسینمایی، در برخی سینماهای تهران اکران شد.
جشنواره سیام فیلم فجر:
اما در جشنواره اخیر (سیام) با یک رشد جهشی، چهار فیلم کاملاً پویانمایی (به همراه چند اثر دیگر دارای صحنههای پویانمایی رایانهای) حضور داشتند که فارغ از کیفیت فنی و محتوایی، این رشد کمی، اتفاق مهمی در صنعت پویانمایی کشور به شمار میرود.
البته در میان آثاری از جشنواره که در آنها از تصویرسازی رایانهای (CGI) استفاده فراوانی شده بود (اعم از پویانمایی کامل یا جلوههای ویژه دیجیتال در فیلم رئال)، به جز فیلم ”سلام بر فرشتگان“ که در بخش مسابقه سینمای ایران پذیرفته شده بود، هیأت انتخاب جشنواره، دیگر آثار را برای ورود به این بخش قابل ندانسته بود و همه فیلمهای پویانمایی در بخش نگاه نو (فیلمهای اول) قرار داشتند.
ناگفته نماند که جلوههای بصری رایانهای در برخی فیلمهای دیگر جشنواره نیز، به ویژه در آثار دفاع مقدس تا حدودی وجود داشت، اما نه آنقدر که بتوان آنها را در دستهبندی این متن جای داد.
در ادامه به بررسی چهار اثر پویانمایی جشنواره سیام میپردازیم:
l ”تهران 1500“ به کارگردانی بهرام عظیمی، تهیهکنندگی عبدالحسین و محمد ابوالحسنی و نویسندگی بهرام عظیمی و امیرمسعود علمداری، مهمترین اثر پویانمایی امسال بود.
هزینه این فیلم که در طول چهار سال با یک تیم 250 نفره تولید شده است، ۴ میلیارد تومان تخمین زده میشود (۲/۵ میلیارد شهرداری تهران، ۱ میلیارد بانک ملی با تبلیغات در داخل فیلم و احتمالاً ۵۰۰ میلیون تهیه کننده). ”تهران 1500“، داستان پیرمردی 160 ساله را روایت میکند که به دنبال مدرکی برای اثبات هنرمندی خود است تا با این مدرک بتواند قبری را در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران از آن خود کند.

”تهران1500“ گرچه یک کار تولیدی بزرگ در صنعت پویانمایی کشور بوده و از این نظر قابل تقدیر است، اما اگر بخواهد از لحاظ فنی بررسی شود، نمیتوان آن را یک اثر سینمایی دانست؛ چرا که با وجود زمان طولانی اثر، فاقد قالبهای سینمایی است. برای مثال، در طول فیلم تقریباً هیچ لانگشاتی وجود ندارد؛ در پشت صحنه تقریباً هیچ کجا جمعیتی نمیبینیم؛ تصاویر عمدتاً کادر ثابت بوده و تحرک کافی ندارند و بیشتر خود شخصیتها حرکت میکنند تا دوربین مجازی (با اینکه بر خلاف فیلم زنده، در پویانمایی هیچ محدودیت خاصی در این زمینه وجود ندارد). این ضعفها، هم ممکن است ناشی از نگاه غیرحرفهای از لحاظ هنری باشد و هم ممکن است ناشی از محدودیتهای فنی در تولید پویانمایی در کشور باشد. (اگر دلیل دوم را مبنا قرار دهیم، سنگین بودن وظایف بخشهای مرتبط به فناوریهای فرهنگی در کشور نشان داده میشود؛ چراکه رفع ضعفهای موجود از خود سازندگان فیلمها برنمیآید بلکه باید در سطح کلان در کشور این زیرساختهای فنی را ایجاد نمود).
بهرحال ”تهران 1500“، هرچند در بخش مسابقه فیلمهای اول و همچنین بخش بهترین دستاورد فنی یا هنری، صرفاً نامزد بهترین فیلم بود و در نهایت تنها یک دیپلم افتخار دریافت نمود (لوح تقدیر بهترین دستاورد فنی به فیلم ”فیلادلفی“ اهدا شد)، ولی در مجموع باید از آن به عنوان یک پدیده مهم در صنعت پویانمایی کشور یاد کرد.
از نظر محتوایی نیز این فیلم سعی کرده بود ضعف فیلمنامهای و دوبله خود را با ایجاد جذابیتهای طنز کلامی و جذابیتهای ناشی از طعنه زدن به این و آن بپوشاند. برای نمونه، سراسر فیلم مملو از ماموران نیروی انتظامی است که مدام در حال تذکر دادن هستند؛ یا مثلاً ربات فروش مدعی است رباتی که از آمریکا آمده بود با دیدن گشت ارشاد، مانتو و روسری میپوشد؛ یا اینکه در صحنهای رباتی دامن کوتاه دارد که با تذکر قهرمان فیلم تبدیل به دامن بلند میشود؛ یا در جای دیگر فیلم، رقصیدن رباتها وجود دارد که راوی داستان میگوید اینها رباتند و آدم واقعی نیستند، بنابراین اشکال ندارد برقصند. همچنین علیرغم آنکه تلاش شده بود رنگوبویی از فرهنگ ایرانی در فیلم نشان داده شود، ولی قیافه شهر تهران و فناوریهای به کار رفته در زندگی مردم، بیشتر مناسب نام انگلیسی فیلم یعنیTehran 2121 بود.
از نظر فناوری به کاررفته در ساخت این فیلم، شاهد استفاده از نرمافزار 3D Studio MAX بودیم؛ این درحالیاست که در دنیا برای اینگونه پروژههای بزرگ، اغلب از نرمافزار Maya استفاده میشود و MAX بیشتر در کارهای کوچک تلویزیونی و تبلیغاتی کاربرد دارد. همچنین به نظر میرسد برخی ضعفهای مذکور (نظیر عدم استفاده از لانگشات و کادرهای ثابت)، ناشی از عدم دسترسی سازندگان به امکانات فنی تولید نظیر رندرینگ پیشرفته است. قطعاً تواناییهای گرافیکی کشور بسیار فراتر از این بوده است و به نظر می رسد به دلایل فنی، سازندگان مجبور بودهاند تا این حد از پسزمینههای ساده استفاده کنند.
در مورد ابعاد فنی در ادامه توضیحات بیشتری داده می شود.
l ”داستان سامرا“ به کارگردانی حسین سلطانی و وحید چالاک و تهیهکنندگی و نویسندگی مجید اسماعیلی، پویانمایی دوم جشنواره بود.
گرچه سازندگان این اثر نیز همچون تهران 1500، هزینه آن را کم اعلام کردند (حدود نیم میلیارد تومان)، اما به نظر نمی رسد که تولید این پویانمایی نیز با کمتر از یک میلیارد تومان انجام شده باشد. پروژه زیارت سهبعدی حرم امام رضا(ع) که قبلاً توسط این تیم به انجام رسیده بود، تجربه اولیه این کار را فراهم کرده بود و سامانه ثبت حرکت (Motion Capture) مؤسسه آوینی نیز بالاخره برای تولید یک پویانمایی بلند به کار گرفته شد.

از نظر محتوایی، این فیلم، به معضل تروریسم در جوامع اسلامی میپردازد؛ اما به قول متخصصان، اصطلاحاً در نیامده است. این اثر در جشنواره سیام نظر داوران را تا این حد جلب کرد که نامزد بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی شد.
l عطر ولایت به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی مسعود صمدی، سومین پویانمایی جشنواره امسال بود. این فیلم که با حمایت مرکز صبا و ستاد کل نیروهای مسلح با هزینه تخمینی 350 میلیون تومان ساخته شده است، متأسفانه از لحاظ فنی و محتوایی بسیار ضعیف بود. قهرمان فیلم حاج رضا نام دارد که نقش جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی را ایفا میکند و در یک شب بارانی به یاد ایجاد جاده سیدالشهدا (علیه السلام) در منطقه عملیاتی خیبر میافتد و در ادامه فیلم، صحنههای درام و حماسه دلاورمردان هشت سال دفاع مقدس را به تصویر میکشد.
l سرزمین خواب به کارگردانی علی لطفی و تهیهکنندگی خودش و شبکه دو سیما (مرکز صبا)، آخرین پویانمایی مورد بحث ماست. این اثر تلویزیونی نیز مانند بسیاری از کارهای صبا، با کیفیت ضعیفی تولید شده است و بودجه آن حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان تخمین زده میشود. داستان این فیلم از نگاه حیوانات و شخصیتهای افسانهای روایت شده است.
l سایر موارد: در این راستا میتوان به فیلم “صداست که میماند” به کارگردانی و نویسندگی سعید چاری و تهیهکنندگی هادی مشکات نیز توجه نمود. این اثر که در آن پویانمایی در ترکیب با فیلم رئال به کار رفته است، در جشنواره کیفیت بالایی نداشت و با استقبال زیادی روبرو نشد (به گفته کارگردان، این مساله به دلیل نرسیدن نسخه کامل فیلم به مسابقه بوده است).
همچنین پویانمایی سینمایی سهبعدی “رستم و سهراب” به کارگردانی داریوش دالوند و تهیهکنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که حدود چهار سال است در مرحله تولید قرار دارد و گفته شده بود که بیش از 90 درصد از مراحل فنی آن به پایان رسیده است، برای جشنواره سیام آماده نشد.
l در میان آثار تولید شده برای کودکان و نوجوانان نیز دو اثر در جشنواره فیلم فجر امسال قابل توجه بودند:
1- سلام بر فرشتگان به کارگردانی و نویسندگی فرزاد اژدری و تهیهکنندگی حسن علیمردانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، دارای تصویرسازیهای رایانهای قوی در میان ۳۲ فیلم بخش مسابقه بود. محتوای فیلم نیز به نظر غالب داوران، منتقدان و کارشناسان، یک محتوای دینی و در عین حال جذاب برای کودکان بود. این فیلم نهتنها در بخش فیلمهای اول جشنواره سیام نامزد بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین دستاورد فنی یا هنری بود، بلکه در بخش مسابقه سینمای ایران نیز نامزد بهترین موسیقی و برنده بهترین جلوههای ویژه بصری رایانهای شد. این فیلم البته در بیست و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، به اندازه کافی جایزه گرفته بود: بهترین فیلم از نگاه هیات داوران، بهترین فیلمنامه، بهترین دستاورد فنی یا هنری و بهترین بازیگر (دختر).
2- پیشونی سفید به کارگردانی و نویسندگی سید جواد هاشمی و تهیهکنندگی سید مسعود اطیابی، نیز تا حدودی از تصویرسازی رایانهای بهره برده است و در بیست و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، برنده پروانه زرین بهترین فیلم از نگاه مخاطبان با ۹۷ درصد آرای مثبت تماشاگران شده بود.
تحلیل فناوری درباره پویانماییهای امسال
نکتهای که در پویانماییهای سینمایی جشنواره سیام جلب توجه میکند، استفاده از نرمافزار 3D Studio MAX برای تولید عمده تصاویر سهبعدی است (مانند تهران ۱۵۰۰ و قلب سیمرغ)؛ در حالیکه در دنیا برای اینگونه پروژههای بزرگ، اغلب از نرمافزار Maya استفاده میشود و MAX بیشتر در کارهای تلویزیونی و تبلیغات کاربرد دارد. دلیل اینکه در کشور ما از نرمافزار Maya کمتر استفاده میشود، معمولاً اینطور بیان می شود که کار کردن و خروجی گرفتن از MAX راحتتر است و این فناوری، نرمافزارهای جانبی فراوانی دارد. از سوی دیگر، چون قریب به اتفاق پویانماییهای تولید شده در ایران (و همچنین دنیا) برای تبلیغات و یا برنامههای تلویزیونی است، بنابراین نیروهای موجود در استفاده از MAX مهارت بیشتری دارند و تولیدکنندگان پویانماییهای سینمایی در ایران نیز در وضعیت فعلی ناگزیر هستند از همین نیروهای فراوان موجود استفاده کنند.
اما اگر در این زمینه اطلاع رسانی صحیحی بشود، سازندگان درخواهند یافت که کار با Maya نیز برخلاف تصور آنان سخت نیست و با نیاز کمتری به نرمافزارهای دیگر، میتوان از قابلیتهای زیادی استفاده کرد که در خود نرمافزار موجود است.
نکته دیگر درباره صنعت پویانمایی کشور این است که معمولاً کارگردانان ما فکر میکنند هرچقدر شخصیتها و عناصر پویانمایی خود را به محیط واقعی نزدیکتر کنند، کارشان جذابتر خواهد شد. مثلا در ”داستان سامرا“ میبینیم که این تلاش انجام شده است؛ یا در ”تهران 1500“ می بینیم که سعی میشود با استفاده از هنرپیشگان موجود سینما و همان حال و هوای داستانی حاکم بر فیلمهای ایرانی، جذب مخاطب انجام شود. این روند در غرب نیز ـ با اینکه از لحاظ فناوری قدرتمندتر هستند ـ تجربه شده است و به نظر میرسد نتوانسته است جذابیت لازم را ایجاد کند. مثلاً فیلمهایی مانند Final Fantasy یا Beowulf که تلاش داشتند خود را به صحنههای واقعی نزدیک کنند، با استقبال زیادی مواجه نشدند. تجربه نشان داده است که مخاطبان پویانماییهای سینمایی و جلوههای بصری دیجیتال در دنیا، بیشتر به خاطر دیدن تصاویر تخیلی و غیرعادی است که طالب این فناوریها هستند والا اگر می خواستند صحنههای شبیه انبوه فیلمهای رئال موجود ببینند، همان کاراکترهای واقعی را میدیدند که باورپذیری بیشتری نیز داشت.
و بالاخره نکته آخر این است که اگر سازمانهای مسئول در حوزه فناوری های فرهنگی در کشور، زیرساختهایی نظیر رندرینگ پیشرفته، ثبت حرکت (Motion capture)، اسکن سهبعدی و نظایر آن را برای حمایت از صنعت پویانمایی کشور ایجاد کنند، به نظر میرسد ارتقای زیادی در محصولات سالهای آینده شاهد خواهیم بود و این حرکت روبه رشدی که ملموس است، سریعتر خواهد شد.